درد و دل بنده خدا با امام زمان

آقا جان گفتم شاید توی اینترنت که میای سری هم به ما بزنی،می خواهم اینجا باهات درد

اولین نوشته

با سلام خدمت امام عزیز و محبوبم که تا امروز هرچه از او خواستم به من داد و بدون چشم داشتی لطف خود را بر من نازل کرده گرچه من جز شرمندگی پیشکشی برای شما ندارم و بار گناهانم چنان بر من فشار می آورد که یاوری جز شما ندارم.

اما بگویم از دلیل نوشتنم در اینجا آن هم برای شما

امروز بدجوری دلم گرفته، از این اوضاعی که درست شده توی زندگیم، تو دلم میگم این فرهنگ منه که باید درست بشه تا همه چی درست بشه ولی فرهنگم هم هم از جای دیگری نشات میگیره،از ته دلم و روحم،این بعد معنویمه که غذای خوبی نداره و هرروز حالش وخیم تر میشه.

آقاجان تازگی ها یه بساطیراه انداختن که هرکی بخاد غذای روح درست هم بخوره میگن تو داری ... میخوری این غذا نیست.فقط همین که ما میگیم رو باید بخوری.میگن شما بیای دین جدید انگار آوردی،ببین چه میکنن اینا.

الان حالم بهتر شد.

خیلی حرف باعاتون دارم،شکندارم اینجا سر میزنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 12:47  توسط حسین   |